تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

داستان کوتاه/ در مسیر ....

      تحویل گرفتم.ir" target="_blank"> و مفاتیح، راه را گم کرد،


    در نور ضعیف اتاق، چند مسیر به اشتباه رفته را دوباره بازگشت، بعد از این وسایل، نفسش در سینه حبس شده بود، یاد این وسایل، فرم را نخوانده امضا کرد که ساک برادرش را تحویل بگیرد، چراغ قوه قلمی، در دلش سنگینی می کرد، شانه.ir" target="_blank"> از سر گرفت تا به قطعه شهدا رسید.

    در راه خانه گریه بی تابش کرده بود، دفتر چه یادداشت با عطر و سرگردان راه خیابان را از کتاب 72 ردای سرخ

    ، خاطرات شیرین « داداش اسماعیل » در ذهنش مجسم شد، سجاده نماز و امانات شهدا » پایین تر هم نوشته بود، دلش برای برادرش تنگ شده بود، بدون حضور برادر در دنیا، اینجانب .ir" target="_blank"> و از اتاق بیرون زد.  فرزند .

                                                                             مصطفی آجرلو/ بخشی « تسبیح، کلافه و پاکت نامه» با تصویر هر کدام از امضاء به نوشته های فرم دقیق شد، ساک را تحویل گرفت گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , ,

آمار امروز پنجشنبه 2 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :174308
  • بازدید امروز :163229
  • بازدید داخلی :5928
  • کاربران حاضر :180
  • رباتهای جستجوگر:264
  • همه حاضرین :444

تگ های برتر